من و این روز بانکی

پست 76

به نام خدا

امروز یکشنبه 24 فروردین 93

از صبح همه فکر و ذکر بابا باز شدن لوله فاضلاب بود .تا اینکه طاقت نیاورد و رفت پایین من هم باهاش رفتم کاری نتونستیم انجام بدیم به جز یه دست لباس که کثیف کردیم.

امروز زمان حساب بلند مدتم به پایان رسید باید میرفتم بانک واسه تمدید و اضافه کردن مبلغی پول دیگه. خواستم وقت خواب پارسا برم  از آذی خواستیم پارسا رو چایین بخوابونه ولی اون نخوابید من هم رفتم بانک آذی هم رفت سر کار .

حدود 1.5 برگشتم خونه به حساب کتابم رسیدم دیدم صد تومن رو که دستی دادم بزاره به حسابم رو فراموش کرده هر چی هم با شعبه تماس گرفتم کسی جواب نداد .مجبور شدم دوباره برگردم بانک تا نبستن . نزدیک بانک بودم که از بانک بهم زنگ زدند و گفتند اشتباه شده .خلاصه رفتم و فیش پر کردم و پول رو واریز کردند به حسابم و برگشتم .حسابی خسته شدم.

عصر پسر عمو یه فنر که فکر کنم مخصوص این کار بود رو آورد و به کمک داداشی مشکل فاضلاب فعلا حل شد.

امروز هوا ابری بود کمی هم بارون بارید.

اوضاع درس هم اصلا خوب نبود. 

/ 0 نظر / 8 بازدید