من و این روزهای روزه داری

پست 7

به نام خدا

یکشنبه 24 آذر

امروز روزه گرفتم.صبح مامان رفته بود پیش پارسا اونم تا 10.5 خوابیده بود تعجب  

مامانش وسط روز نیومد پارسا هم تا تونست دادو فریاد کشید و اذیت کرد طفلی تو خونه حوصلش سر میره.

پدرخانم پسرعمه یه کوسفند هم واسه اونا بکشیم آخه بابا دوتا گوسفند خریده بود پسر عمو قصابمون شده نمیدونم چجوری دلش میاد .

خلاصه امروز روز شلوغی بود بطوری که  وقتی داشتم افطار میکردم مامان و داداشی واسه نهار اومدند.

بقیه روز هم مثل هر روز گذشت.

برف امروز نیومد ولی هوا کلی سرذ شده.

ماماشین بابا هم کار دستش داده واسه خاطر سرما

این هم از امروز.

/ 0 نظر / 4 بازدید