من واین روزهای تکراری

امروز شنبه 16 اذر 1392 ساعت 11.40 دقیقه 

از امروز تصمیم دارم خاطرات واتفاقات روزمره زندگیم رو اینجا  ثبت  کنم. روزهایی که هر روزش مثل دیروز شده و تکرار پشت تکرار.

بازم مثل همیشه موقع خواب پارسا شده و من اومدم پیشش تنها نباشه و دزدکی زیر تخت با لب تاپم کار میکنم چون اگه ببینه واویلا میشه.

این برنامه از اول مهر شروع شده آخه مرخصی مامانش تموم شده و میره سر کار و پارسا کوچولو که خیلی هم شیطون شده تمام وقت من رو پر میکنه.

گاهی خیلی از این تکرار ها خسته میشم منتظر هر اتفاقی برا خودم هستم که روزهام یکم از این یکنواختی در بیاد. حتی گاهی آرزو میکنم مریض بشم!!!!

این روزا با اینکه دورو برم شلوغ هست ولی انگار اونی که باید باشه نیست...

خدایا منتظرم...

/ 2 نظر / 5 بازدید
PHONIX

... زندگی شهد گل است زنبور زمان می خوردش آنچه می ماند عسل خاطره هاست.[لبخند]

سلااااااام......... دوست گلم .......اومدم اینجا تا دعوتت کنم که به وبلاگم تشریف بیاری[لبخند] راستی وقتی اومدی . یادت نره هاااااا کد لوگوی وبلاگه منو هم یه لطفی کن و دانلودش کن و تو وبت قرار بده[قلب]و تو کامنتیتت اطلاع بده که لوگومو قرار دادی......... اینم ادرسه وبلاگمه منتظرتم دیر نکنیا[لبخند][لبخند][گل] http://behtarinkhanande.persianblog.ir/post/2