من و این روز کمی تا قسمتی عادی

پست 60 

به نام خدا

امروز شنبه 26 بهمن 92

امروز داداشی سر کار نرفت و حدود 9.5 با بابا به بیمارستان رفتند.پارسا رو هم بردیم حیاط و کوچه تا حدود 12 که آذی اومد بیرون بودیم و اجازه نمیداد بیایم خونه.وقتی  خوابید یکم درس خوندم .بیدار که شد دوباره جیغ و داد که بریم بیرون و تا اومدن مامانش باز بیرون بودیم.

بعد نهار رو اماده کردیم .مامان هم انباری رو مرتب کرد.بابا و داداشی هم اومدند و نهار خوردیم. بازم یکم درس خوندم .

وقتی شام میخوردیم پسر عمه گفت می خوان با خانواده خانومش بیان عیادت ما هم آماده شدیم و حدود 10.5 اومدند و 12 رفتند .

امروز 4 ساعت درس خوندم. یکم تو نت راجع به جراحی بابا سرچ کردم .انگار قرار شده بعد عید عمل کنند.

خداجونم خودت مواظبش 

/ 0 نظر / 7 بازدید