من واین روز عیادت از بابا

پست 50

به نام خدا

امروز پنج شنبه 10 بهمن 92

امروز داداشی واسه صبحونه مون نون خرید.کاری بابا هر روز انجام میداد.این روزها داداشی خیلی نگران باباست. از دکتر طب سنتی واسش چند تا دارو گرفته عرقیجات و این جور چیزا.

پنج شنبه بود و آذی وداداشی زود اومدند.

بعد از ظهر زن عمو و دختر عمو ها و داماد بزرگشون به عیادت بابا اومد.بعدش هم خانواده آذی اومدند بعد اذان مغرب رفتند. کلی بابا رو دلداری دادند که اصلا عملش ترس نداره و نباید نگران باشه. ولی میدونم بابا نگران هست یعنی همه مون نگرانیم سعی میکنیم به روی خودمون نیاریم.

دکتر طب سنتی گفته این دارو ها واسه خیلی ها مفید بوده .

امیدوارم واسه بابای من هم مفید باشه

خداجون جون هر کی دوس داری مراقبش باش

/ 2 نظر / 9 بازدید
سیده سعیــــــده

منم برا سلامتیه بابات و اینکه عملش خوب باشه و داروهای گیاهی مفید باشه برا بدنش صدتا صلوات نذر میکنم نگران نباش گلم

طاها

امیدوارم بابات هرچه زودتر خوب بشه . اتفاقا زندگی برای کسایی ک شکستن ادمها براشون ی تفریحه خیلی خوش و قشنگه